آتش و گنجشک!

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت!

پرسیدند : چه می کنی ؟

پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و...


آن را روی آتش می ریزم !

گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است ! و این آب فایده ای ندارد!

گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی؟

پاسخ میدم : هر آنچه از من بر می آمد!

/ 2 نظر / 15 بازدید
آمد

داستان قابل تاملیه.

انسان

[دست][دست][دست][دست][هورا][هورا][هورا][گل][گل][گل][گل][گل][گل]عالیییییییییییییییییییی...زیبا[گل][گل]